خواجه نصير الدين الطوسي
301
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
و در كتاب مخزن الادويه در بحث از ( رخ ) كه مرغ قوىهيكلى است و پيل را صيد كند ذكر « ختو » شده است . و در لغت آنندراج « ختو » بفتح خاء معجمه و ضم تاء ضبط و تفسير آن چنين شده است : « ختو مخفف خاتون تركى است ، و بلغت اهل ختا بمعنى بزرگ آمده است ، مانند لفظ خان و هر دو مرادفاند . بنابراين بايد اين لفظ تركى باشد » . و در فرهنگهاى فارسى از قبيل جهانگيرى و رشيدى در جمله لغات فارسى شمرده شده چنان كه از بيرونى نيز نقل شد . اسدى در كتاب گرشاسبنامه گويد : چهل تنگ بار از مرصع ختو * ز گوهر ده افسر ز گنج بهو و امير معزى آن را به صورت خوتو در يكى از شعرهاى خويش به كار برده و گفته : عرق گيرد از كين او شخص دشمن * چو از زهر گيرد عرق روى خوتو . ( 68 ) - ص 237 س 11 روغن بلسان بلسان درختى باشد در مصر به قدر درخت سقز ، و برگش شبيه برگ سداب و از آن سفيدتر ، و در بوى شبيه به او و منبتش عين الشمس از توابع مصر است . و در طلوع شعراى يمانى ساق درختها را بشكافند ، و آبهاى آنكه مثل صمغ منجمد مىشود روغن بلسانست . و آن را به عربى دهن البلسان و بيونانى اقويلاسمون خوانند . ( تحفه ) . ( 69 ) - ص 238 س 14 باد زريح صورت صحيح آن معلوم نشد احتمال مىرود باد و ريح باشد . و اما باذروح يا بادروح چنان كه در خواص الاشجار از كتاب حشايش نقل شده است گياهى است كه اگر افراط در خوردن آن شود